سفرنامه های من:از هند تا اروپا
پنجشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٤
ناگفته های هند و سفرنامه های ديگر وبلاگها در مورد هند

سلام

بعداز اينکه قسمت قبل را نوشتم، يادم آمد که در مورد خانه فرهنگ ايران در دهلی نو يادم رفته که چيزی بنويسم. در ضمن در وب نوشت چند نفر از دوستان هم مطالبی در مورد سفرشان به هند يافتم که بهتر ديدم در اين بخش لينک آنها را بدهم.البته به محض اينکه اين دوستان مطلب جديدی نوشتند، من اينجا اضافه خواهم کرد.پس مرتب به اينجا سر بزنيد . 

۱- خانه فرهنگ ايران در دهلی نو : يک روز که در دهلی نو در بازار راه می رفتيم ، ناگهان چند ايرانی را ديديم وپس از صحبت کردن با آنها فهميديم که به مناسبت نيمه شعبان، جشنی در خانه فرهنگ ايران در دهلی نو برپاست. ما هم که دلمان برای غذاهای خوشمزه ايرانی تنگ شده بود و از طرفی می خواستيم با ايرانيان ساکن دهلی نو آشنا شويم، به آنجا رفتيم. جای همه شما خالی بود.ساختمانی زيبا در يکی از زيباترين خيابانهای دهلی نو .پس از مراسم جشن نيمه شعبان ، در يک حياط بزرگ سفره ای بزرگ پهن شد و چلو مرغی جانانه نوش جان کرديم. چند نفر از دوستان را هم ديديم وبا سفير ايران در هند و نماينده وزارت علوم و بهداشت در هند هم صحبت کرديم. خانه فرهنگ ايران در دهلی نو را ببينيد. به عکسی از مراسم جشن نگاه کنيد:


۲-وب نوشت شايا خانم : آدرس وبلاگ (وب نوشت) 

ايشان يک دانشجوی بورسيه دولت هند می باشند و مطالب جالبی در مورد فرهنگ هند دارند از جمله :

ميوه ها ،  انواع موز ، مدرسه ها ، سبزی خواران ، خدايان ، ديوالی ،اعتقادات مذهبی،ازدواج دوباره ، فرهنگ و مدارس انگليسی، جایپور  خاطرات ورود به هند، عادت به هند،لطفا بوق بزنيد ،  تاج محل ،  بازی آرش در یک فیلم هندی ،  انگشتر ، امتحان در نظام کالج ، مسلمونها در هند ، حمل و نقل عمومی در هند ، هندی بسيار تميز ، دستور برای چائی شير ، آرايشگاههای هندی ، وانيل در هند ، کليسای حيدرآباد ، دو تا چيز جديد ، قلعه گل فونتا ، لباس دختران هندی قبل از ازدواج ، مراسم عروسی ، بچه داری ، دور آتش چرخيدن در عروسی و وقتی دائی نباشه ، غذا خوردن با دست ، نان های هندی ، روز عشق ايرانيان ، فلفل و ادويه هميشه و همه جا ، حليم ايرانی و کباب ، تحصيل در هند ، کنسولگری ، سوسک ، شهر حلبی ۱ ، شهر حلبی ۲ ، عاشورا در هند ،شهر حلبی ۳ ، آشرام ، خداهای هندوها ، پولاچی ، نوروز ۸۴ ، مندی ، فستيوال فيلم های کودک ايرانی در هند ، فالوده هندی ، پارک و درياچه حسين ساگار ، پوجا در کالج ،مامان ملوان زبل ، راموجی فيلم سيتی ۱ ، راموجی فيلم سيتی ۲ ، راموجی فيلم سيتی ۳ ، راموجی فيلم سيتی ۴ ،عکس هائی از راموجی سيتی ، کيف پولم رو دزديدند ،
 
خواندن خاطرات جالب و خواندنی ايشان را توصيه می کنم.
 
۳-وب نوشت ميترا خانم (مادر مليکا) : آدرس وب نوشت
ايشان خانم دکتر شيرازی ساکن اصفهان هستند که برای يک کنفرانس (يوگا) به هند رفتند و خاطرات جالبشان را نوشته اند. ازجمله:
 
 
۴-وب نوشت مسافر هندوستان: آدرس وب نوشت
ايشان هم دانشجوئی شيرازی در بنگلور هستند که به طور تصادفی، وب نوشت مرا از اينترنت پيدا کرده اند.مطالب بسيار جالبی دارند مثل:
 
۵- آقای رامين عمرانی : آدرس وب نوشت
ايشان دانشجوی بيوتکنولوژی در پونا است. در مورد مطالب علمی بحث می کند.
 
 ۶-آقا شهرام : آدرس وب نوشت
ايشان در وب نوشتش ، آموزش زبان هندی می دهد.
 
۷- نگار خانم : آدرس وب نوشت
ايشان هم نزديک بمبئی ، همراه با خانواده زندگی می کند.و مطالبی دارد مثل: هند و باليوود
 
۸- آقا محمد : آدرس وب نوشت
دانشجوی سال اول در پونا ست که خاطره نويسی می کند. مطالب ورزش درکالج ،  ريکشا ، ريکشا۲ ، صلح در کالج ، محرم در پونا   را حتما بخوانيد
 
۹- راجو  :     آدرس وب نوشت
 
۱۰- سروناز خانم : آدرس وب نوشت
 
منتظر اضافه کردن بقيه خاطرات اين دوستان و همين طور يافتن ساير خاطرات هستم.
انشاءالله به زودی منتظر سفر نامه کلاردشت باشيد.
 
ادامه دارد
 
جهانگرد مسافر

دوشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۲۵ :: خداحافظ هند - تشابهات ايران و هند

سلام

اين بخش، آخرين بخشی است که از هند می نويسم، چون ديگر فکر نکنم که به هند مسافرت کنم. هر چند که دوست دارم روزی، اگر مجالی بود و عمری، کرالا (سرزمين خدايان)، وراناسی (سرزمين معابد خدايان)، بمبئی ، کلکته، گوآ، بنگلور، پونا،و ... را هم ببينم.

در اين بخش بهتر ديدم که به شما منبع مقايسه ای مستند وعلمی بين ايران و هند را معرفی کنم که دبير اول سفارت هند در ايران در سال ۲۰۰۱ ، در دو بخش آن را نگاشته است. برای ديدن بخش اول اينجا و برای ديدن بخش دوم اينجا را فشار بدهيد. چه خوب بود که سفارتخانه های ما هم در کشورهای مختلف چنين کاری را انجام می دادند تا مردم کشورهای مختلف را با ايران آشنا کنند.

در اينجا فقط به چند مورد از اين تشابهات اشاره می کنم و خواندن بقيه قسمت ها را به شما پيشنهاد می کنم.

۱-جواهر لعل نهرو: در طول تاريخ بشری، کمتر مللی را به نزديکی ملل ايران و هند می توان يافت.  

۲-بين سالهای ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ قبل از ميلاد ، مردم جنوب ايران و غرب و شمال هند، از يک منطقه يکسان مهاجرت کرده و در ايران و هند مستقر شدند.

۳-نحوه تجارت جنوب ايران و جنوب هند مشابه است.

۴-از آنجا که ريشه زبانی ايران و هند يکسان بوده، بسياری از واژه های مشترک را هنوز هم می توان يافت.

۵-اوستا پيامبر ايرانيان باستان و وداس پيامبرهنديان باستان، اصول مشابهی دارند و هر دو ريشه در قندهار که بخشی از ايران بوده ،دارند .

۶-هند در کتاب اوستا و ايران در کتاب وداس ذکر شده است.

۷-ريشه کلمه های ايران، آريا، هند و ...به زبان سانسکريت (هندوايرانی) برمی گردد.

۸-حدود ۱۰۰۰ سال قبل از ميلاد ، ايرانيان و هنديان، دولتهائی تشکيل دادند که کابل و سيستان حدود مرزی راتشکيل می دادند.

و .....  بقيه را خودتان از اينجا و اينجا بخوانيد.

خداحافظ هندوستان

 

انشاءالله، در روزهای آينده سفر نامه بعدی که سفر به کلاردشت است را خواهم نوشت.

ادامه دارد

 

جهانگرد مسافر

چهارشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۲۴ :: شهر جایپور يا شهر صورتی

سلام

با عرض معذرت ار تاخير های طولانی در تکميل سفرنامه به خاطر مشغله کاری، آخرين بخش سفر هند که آخرين ضلع مثلث : آگرا،دهلی نو، و جایپور است را در اين بخش می نويسم.

شهر جایپور يا شهر صورتی، با قطار فاصله ای حدود ۶-۵ ساعت تا دهلی نو دارد. بعد از چندین روز زندگی در هند، تازه فهمیدیم که در هند برای خرید بلیت قطار (درجه یک) باید به طبقه دوم ایستگاههای قطار رفت، باید پاسپورتها ورسید تبدیل دلار به روپیه را که بانک داده هم به همراه داشت ، و از همه مهمتر فهميديم که آسانسور هم در ايستگاههای قطار هند پيدا می شود.

 پس از خريد بليت برای روز بعد، برای رفتن به جایپور آماده شدیم ومقداری میوه و خوراکی هم برای ناهار روزبعد فراهم کردیم. همانطور که قبلا هم اشاره کرده بودم ، در قطارهای درجه يک پذيرائی مفصلی می شود: یک فلاسک چای،يک شيشه بزرگ آب با ليوان يک بار مصرف، بيسکويت ، بستنی ، املت و ...پس از رسيدن به جایپور ، تصميم گرفتيم که از تور خود ايستگاه قطار استفاده کنيم. ولی کاشکی استفاده نکرده بوديم، چون علاوه بر اينکه مدت زيادی معطل شديم تا اتوبوس پر از توریست شود، برای بازديد هر جا هم کلی معطل می شديم تا همه افراد بيايند و اتوبوس پرشود. بهتر بود که خودمان یک ماشین کرایه می کردیم و از این راهنمای توریستی فقط آدرس جاهای دیدنی را می گرفتیم.

تاريخچه اين شهر به قرن ۱۸ ميلادی برمی گردد.برای آشنائی با جایپور می توانيداينجا ، اينجا ، اينجا و اينجا را ببينيد.

جایپور جاهای ديدنی زيادی دارد که برای ديدن ليست آنها اينجا و اينجا را ببينيد.به علت آن که اکثر کاخهای آن به رنگ صورتی است ، به آن شهر صورتی می گويند.

اولين جائی که ديديم ، Hawa Mahal  يا قصر بادها بود که در سال ۱۷۹۹ ساخته شده است و دارای ۹۵۰ پنجره برای عبور باد است. به عکس هائی از آن نگاه کنيد:

محل بعدی  City Palace بود و بسيار زيبا و بزرگ بودو در گوشه ای از آن هم مراسم رقص مار با يک مار بوآ بود. به عکس هائی از اين قصر نگاه کنيد.


 

در واقع مجموعه ای از قصرها بود. يکی از زيباترين آنها مبارک محل بود.به عکسی از آن نگاه کنيد.

در جایپور، برای اولين بار فيل ها را در خيابان ديديم.

بعد از آن به قصر در ياچه رسيديم.

سپس به ديدن Amber Palace رفتيم که ساخت آن به قرن ۱۶ ميلادی برمی گردد.برای ديدن آن بايد حتما سوار جیپ می شديم که خود هزينه ای جداگانه داشت.در محوطه ورودی هم فيل ها آماده سواری دادن به شما بودند.به عکس هائی از اين قصر نگاه کنيد.

يکی ديگر از جاهای ديدنی جایپور،JANTAR MANTAR  بود که مجموعه ای از انواع مختلف ساعت های خورشيدی بود. به عکس های آن نگاه کنيد.

البته پارک طبيعی جایپور هم ديدنی بود که ما فرصت ديدن آن را پيدا نکرديم.

با عرض معذرت از طولانی شدن اين قسمت، به اميد بستن سفر هند در بخش بعد.

ادامه دارد

جهانگرد مسافر

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]