سفرنامه های من:از هند تا اروپا
سه‌شنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند -۱۱ :: پيشرفت ها ی هند

سلام

و اما در مورد پیشرفت های هند:

برای ديدن منبع این مطالب ، اينجا ، اينجا و اينجا را فشار بدهيد.  


کامپیوتر: هند همزمان با ایران، شروع به استفاده از  کامپیوترهای شخصی (PC) کرد وامروز یکی از غولهای نرم افزاری دنیاست. در این مدت ،ایران به عنوان بزرگترین بازار فروش کامپیوتر شخصی در دنیا در آمده است. ایران هم در زمینه کامپیوتر پیشرفت هائی داشته است ولی به علت عدم وجود قانون کپی رایت در کشور و امکان کپی جدید ترین برنامه های دنیا با هزینه ای ناچیز، صنعت نرم افزاری پیشرفت زیادی نداشته است.در زمینه سخت افزار هم با وجود تلاشهائی در کشور ، به علت وفور بیش از حد اجناس مالزیائی و تایوانی و سنگاپوری و ارزانی و کیفیت بالاتر آنها ، راه به جائی نخواهیم برد.البته با ظهور اینترنت ، علیرغم مشکلات دسترسی به اینترنت ، سرعت فوق العاده پائین آن ،و گران بودن نسبی اتصال به اینترنت ، پس از پدید آمدن فونت های فارسی ،در کمتر از دو سال، مقام اول را در دنیا ، از نظر وبلاگ نویسی به دست آورده ایم و نمونه موفق آن ، نبرد همگانی استفاده کنندگان ايرانی اينترنت علیه موسسه نشنال جغرافی بود که آنان را وادار به پذیرش اشتباهشان نمود.به نظر من، با هدفمند نمودن وبلاگها می توان گروهها ی علمی وخبررسانی علمی داشت که مثلا به مخاطبان خود اعلام دارند که چه کنفرانسهای علمی و ادبی در کجای دنیا برگزار می شود و چگونه می توان در آنها شرکت نمود.و يا از نظر صنعتی يا ... چه منابع علمی و ... وجود دارد.

صنایع هند: صنعت های هواپیما سازی و فضائی ( داشتن چند ماهواره)، دوچرخه سازی، ماشین سازی ( لندرور و ماشینی به نام Esteem، شبیه پراید ولی محکم تر و کاملا ساخت هند و نه مونتاژ، ضمن آن که خريداران از خود شرکت های ماشين سازی هند وام کم بهره می گيرند تا قسط های ماشين خريداری شده را بپردازند )، نساجی ( به ویژه پارچه های ابریشمی)، توریسم ( همه در دنیا اسم تاج محل و جایپور (شهر صورتی) را شنیده اند که به واسطه تبلیغات فراوان آنهاست ، در حالیکه ما از جاذبه های فراوان گردشگری خود حتی یک جزوه کوچک تهیه نکرده و به هیچ کجا نفرستاده ایم ) و ... حرف اول را در آ سیا (جنوب و جنوب غربی) می زند. فقط در سال ۱۹۹۶  ، ۳ ميليون توريست ازهند ديدار کردند.

صنعت فیلم سازی : این صنعت را به این دلیل جدا کردم که اهمیت فراوان دارد. هندیها عاشق فیلم و سینما هستند و حتی حاضرند پول غذای خود را بابت دیدن فیلم بدهند. به همین خاطر، درمقابل هالیوود، مرکزی درست کردند به نام بالیوود. در این مرکز، هزاران فیلم ساخته می شود که جوابگوی نیاز یک میلیارد هندی باشد. نقطه مشترک اکثر اين فيلم ها اين است که پس از تحمل سختی های بسيار، پايان خوشی دارند تا به اين وسيله ،هنديان ساعاتی خود را فارغ از مشکلات روزمره حس کنند.البته واضح است که همه این فیلم ها ارزش دیدن ندارند و بسیاری از آنها ازنظر ما اصلا قابل دیدن نیست. وقتی این موضوع را با یکی از هندیها مطرح کردم ، او به سادگی پاسخ داد که آنها برای شما فیلم نمی سازند بلکه برای هندیهامی سازند، شما می توانید تماشا نکنید.
پيشرفت های علمی: گرچه امروزه اکثر تصویرهای مربوط به هند ، حاوی فقر شدید اکثریت مردم آن است ، ولی در واقع تا قبل از حمله انگلستان به هند،در قرن ۱۹ ميلادی، یکی از ثروتمند ترین کشورهای جهان بود. برای همین هم بود که هر وقت خزانه نادر شاه خالی می شد به هند حمله می کرد تا خزانه را پرکند.در سال ۱۹۴۷، به رهبری مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو به استقلال رسید، ولی در اين راه دو تکه از سرزمينش را از دست داد(پاکستان(غربی) و پاکستان شرقی(بنگلادش))که در سال ۱۹۷۱ ، نام امروزی بنگلادش بر آن نهاده شد۸۱٪ مردم هندوستان هندو، ۱۴٪ مسلمان،۲٪ سيک وبقيه از ساير اديان هستند. امروزه تقریبا همه مردم هند (و پاکستان)  می توانند انگلیسی صحبت کنند واین بواسطه استعمار طولانی مدت در این کشور می باشد.امروزه زبان هندی زبان رسمی کشور و انگلیسی زبان رسمی اداری هند می باشد.شاید به همین دلیل است که علیرغم درصد بالاتر باسواد ایران (۸۰٪) نسبت به هند (۶۰٪)، توریست ها در هند احساس راحتی بیشتری می کنند،چون در ایران کمتر کسی می تواند به راحتی انگلیسی صحبت کند.البته بايد از ياد نبرد که هند بزرگترين کشور انگليسی زبان دنياست.اگر به فرهنگ راهنمامراجعه کنیم می بینیم که:هندیها سیستم عددنویسی را ابداع کردند. عدد صفر کشف آنها بود.در طول ۱۰۰۰۰ سال اخیر به هیچ کشوری حمله نکرده اند.تنها کشوری است که بدون خونريزی استقلال پيداکرد.اولین دانشکده پزشکی دنیا را به نام Ayurveda در ۲۵۰۰ سال پیش داشته اند (که هنوز هم وجود دارد).اولین جراح دنیا به نام Sushruta در ۲۶۰۰ سال پیش، هندی بود. شطرنج، عدد Pi ،جبر،علم ناوبری (۶۰۰۰ سال قبل)، زبان سانسکريت (مادر تمام زبانهای اروپائی)و ...اختراع هندیها بود.اولين سد دنيا در Saurashtra ساخته شد. طبق آمار در آمريکا ۳۸٪ پزشکان ، ۱۲٪ دانشمندان، ۳۶٪ کارمندان ناسا، ۳۴٪ کارمندان ميکروسافت،۲۸٪ کارمندان IBM، ۱۷٪ کارمندان اينتل ، و ۱۳٪ کارمندان زيراکس ، هندی هستند. آيا ما اين اطلاعات را در داخل کشور داريم (چه برسه به افراد خارج از کشور)؟ هنديها يکی از بزرگترين و دقيق ترين سيستم آماری دنيا را دارند.به همين دليل خود هنديها می گويند که هند، خدای آمار دنياست(از بس خدا دارند ، همه چيز ها رو با معيار  خدا می سنجند). هندوستان ، بعد از آمريکا و ژاپن ،سومين کشوريه که می تونه سوپر کامپيوتر ها را بسازه.هند دومين مرکز دانشمندان و مهندسان دنياست.

طبق آخرين خبرها : بعد از موفقيت چشمگير هند در صنعت تجارت الكترونيك ( IT ), اين كشور در پي دستيابي به فرصتهاي طلايي در بازارهاي جهاني صادرات خدمات آزمايشگاهي است.از مارس سال 2005 ميلادي, پاتولوژيستهاي هندي مبادرت به انجام آزمايش هاي بيمارستان هاي زنجيره اي انگلستان و برخي كشورهاي خاورميانه كرده اند. حال صادرات  خدمات اونها محدود به امور تجاري نخواهد بود. تست هاي پاتولوژي موضوع جديدي در اين حيطه محسوب ميشوند.نمونه ها از بيمارستان هاي انگلستان جمع آوري و در شرايط مناسب توسط هواپيما به هند حمل مي شوند. نتايج در كمتر از 48 ساعت به انگلستان برمي گردد.بازار تستهاي پاتولوژي در انگلستان حدود سه و نيم ميليارد پوند برآورد ميشود كه حدود 25% آن قابليت صدور دارد. اين به معني يك بازار 900 ميليون پوندي, آن هم تنها از انگلستان است.

تحصيل در دانشگاههای هندوستان:  برخلاف تصور بسیاری از ایرانیان، همه دانشگاههای هند سطح علمی پائینی ندارند، بلکه برعکس بعضی از آنها مستقیما با دانشگاههای انگلستان در تماس هستند و در برخی موارد دانشجو تحصیل خود را در هند آغاز می کند ولی در انگلستان به پایان می برد.البته این امربستگی به دانشگاه ، پیشرفت تحصیلی دانشجو، موضوع موردتحقیق و ....دارد. وزارت علوم و بهداشت هم بر همین مبنا ، دانشگاههای هند را به چند گروه تقسیم کرده است و فقط مدرک فارغ التحصیلان برخی دانشگاههای معتبر هند را می پذیرد، نه همه آنها را.پس اگر قصد دارید که در هند ادامه تحصیل دهید ، حتما با وزارت مربوطه هماهنگ کنید تا پس از برگشت دچار مشکل نشوید. دانشگاههای بسیاری در هند وجود دارند که به علت هزینه پائین تحصیل و زندگی در هند(در مقایسه با اروپا و آمریکا)، این روزها جاذبه زیادی یافته اند. به عنوان نمونه : میانگین هزینه سالانه یک دانشجو (در سال ۲۰۰۱) به این شرح بوده است:دانشگاه خصوصی :۱۴۸۷ دلار آمریکا (۱۰۱۹ دلار غذا)،و دانشگاههای غیر خصوصی، شامل : مرکزی(۷۳۰ دلار-غذا ۵۵۲ دلار)- ایالتی (۷۸۷ دلار - غذا ۵۰۹ )-کالج دانشگاهی (۷۷۵ دلار-غذا ۵۵۲ دلار)و کالج دولتی (۶۸۷ دلار- غذا ۶۳۷ دلار). البته این ارقام ، بر آورد دولت هند در سال ۲۰۰۱ بوده است.

 

کلام چند فرد مشهور در مورد هند: 

 آلبرت انيشتين: ما به هنديها مديونيم، چون به ما ياد دادند که چطور حساب کنيم. بدون آن هيچ پيشرفت علمی وجود نداشت.

مارک توآين: هند مهد نژاد بشر است، محل تولد زبان گفتاری،مادر تاريخ،مادربزرگ علائم و نشانه ها، و مادر مادربزرگ سنت ها و افسانه هاست.بسياری از مدارک باارزش تاريخ در مورد قرون اوليه بشر ازهند آمده است.  

رومن رولان: اگر يک جا روی کره زمين باشد که همه رویاهای بشری در آن يافت شود، همانا هند است.  

Hu Shih  سفير سابق چين در آمريکا: هند از نظر فرهنگی ، ۲۰ قرن بر چين حکمفرمائی داشت بدون آنکه حتی يک سرباز از مرزهايش بيرون بفرستد.

 ادامه دارد

جهانگرد مسافر

جمعه ٢٤ تیر ،۱۳۸٤
سفر نامه هند - ۱۰ :: خريد و چانه زدن

سلام

یکی از خصوصیات هند که اونو خیلی شبیه ایران می کنه، رسم شریف چونه زدنه. شما باید برای همه چیز چونه بزنی : حمل ونقل ، غذا، خرید و .... ما حتی برای کرایه هتل هم چونه زدیم. یکی از دوستانم در بازار یک چمدان می خواست بخرد ، پس از کلی چونه زدن ،با قیمتی کمتر از نصف قیمت پیشنهادی فروشنده خرید و خوشحال بود که کلی چانه زده. چند روز بعد که یکی دیگر از دوستانم چمدان خرید، باورتان نمیشود که چمدانی بزرگتر و بهتر را با قیمتی کمتر خرید.یعنی همیشه مطمئن باشید که یه جورائی سرتو ن کلاه می ره. راستی یادتون باشه اگه خواستید چمدون بخرید حتما چرخ داشته باشه وگرنه حسابی خسته می شید.

 

یکی از بازارهای معروف دهلی نو ، پالیکا بازار است که به صورت دایره های متحدالمرکز و تو درتو  و در زیر زمین ساخته شده است. شما انواع فروشگاهها را با انواع فروشنده ها می یابید.چند عکس زير مربوط به اين بازاره. بعضی از فروشندگان ، فارسی را به خوبی حرف می زنند ، چون یا افغانی اند یا چند سال در ایران زندگی کرده اند. بسیاری از مشتریان آنها هم ایرانی اند. بسیاری از لباسهای هندی که در بوتیک های شمال تهران ، با قیمت های سرسام آور به فروش می رسد را می توان با قیمت هائی بسیار نازل خرید. البته من خودم پارچه ابریشمی را برای سوغاتی بهتر می پسندم، چون شاید مدل لباسی که شما می خرید خیلی هم خوب باشد ولی فرد سوغات گیرنده از آن خوشش نیاید ولی پارچه را هر کس به میل خودش می تواند لباس تهیه کند. آن قدر تنوع لباس و پارچه هست که شما باید چند روز فقط دنبال آن ها بگردید. فقط چانه زدن فراموش نشود.

همون طور که توی عکس زيرمی بينيد ، حتما لباس و فرش و ... از شيوا می بينيد. بعضی ها هم دوست دارن سه نفری ،شيوا بشن(عکسو نگاه کنيد).

 

ادامه دارد

جهانگرد مسافر

سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۹ :: غذا - مراسم افتتاحيه و ....

سلام


به عنوان یک مسافر خارج از کشور،چند چیزو حتما باید همراه برد: یک کیف پاسپورتی (برای پول و مدارک مهم مثل پاسپورت ، که به راحتی به گردن و زیر لباس انداخته میشه)،یک کتری برقی کوچک (البته همراهش یک مقدار قند وچای کیسه ای فراموش نشه)، ملافه تمیز،جانماز،قبله نما، و دمپائی راحتی برای داخل هتل و هنگام دوش گرفتن).البته دوربين فيلم برداری و دوربين ديجيتالی فراموش نشه.


من چون سفر اولم بود ، قبله نما ،کتری برقی و دمپائی را نبردم وخیلی اذیت شدم. دوربين فيلم برداری هم اون موقع نداشتم. دوربين ديجيتالی هم که تازه ۳-۲ ساله که اومده .


نمازخوندن ما هم خاطره شد، آخه همه مون فکر کرده بودیم که بقیه قبله نما می آرن ولی هیچ کس نیاورده بود. توی هتل آشوک و هتل خودمون یک مسلمون هم پیدا نکردیم که بپرسیم قبله کدوم طرفیه . به همین خاطر مثل ایران به طرف جنوب ایستادیم ونماز خوندیم. بعد از چند ساعت ، یادمون اومد که توی هند باید به طرف غرب نماز خوند (توی اروپا به طرف شرق).مجبور شدیم دوباره نماز خوندیم.چون در اکتبر هوا خوب بود ،و ظهر غذا را توی حیاط می دادند وبهترین زمان برای عبادت بود. ما هم گوشه ای از حیاط نماز می خوندیم. نکته جالب این بود که نماز خوندن ما برای هندی ها واروپائی ها و آمریکائی های شرکت کننده در کنفرانس جالب بود. آخه می گفتند اون ها نماز خوندن رو فقط توی تلویزیون دیده بودند وسوالاتی در مورد اسلام ونماز خوندن از ما می کردند.
نکته جالبی که من در تمام کنفرانس هائی که شرکت کردم دیدم، اینه که خوشبختانه رسم نانوشته ای هست که ظهرها فقط آب (و گاهی نوشابه غير الکلی )هست و از نوشابه الکلی اصلا خبری نیست.



درمورد غذا: در سفر اولم ، خوشبختانه غذای تند نخوردم ، چون اکثر مهمانان اروپائی و آمريکائی بودند.من و دوستانم برنج و ماهی وسالاد و ميوه می خورديم. ولی خوب ، هيچ جای دنيا غذاهای ايرانی و دست پخت خانم های ايرانی رو نميشه پيدا کرد.تا آدم نره بيرون از کشور، قدر اونها رو نميدونه.


هر کنفرانس همیشه یک شام افتتاحیه و گاهی هم یک شام اختتامیه داره. من در سفر اولم به هند، همه اش قسمت نسبتا خوب شهر بودم . شب اول ، برای مراسم افتتاحیه ، یک ارکستر هندی آوردند و سپس یک گروه راجستانی ،مشغول رقص شدند. جالب این بود که لباس اونها شبیه لباسهای عشایر ما بود و رقص آنها شبیه کردهای ما (البته با موزیک هندی).



بعد همگی سوار اتوبوس (مدرن و کولردار) شدیم و به قسمت دهلی کهنه (نه نو) رفتیم. منظره ای که می دیدیم برای ما خیلی جالب بود. نه تنها هیچ خبری از هندی که توی فیلم ها می بینیم نبود (که همه بیکارند وفقط دارن توی خیابون می رقصند)، بلکه فقر شدیدی را همه جا می شد دید. اتوبوس ها ی (معمولی) بین شهری خیلی دیدنی بود.آنها به خاطر هوای گرم معمولا شب ها حرکت می کردند.نردبانی داشتند که علاوه بر مسافران دا خل اتوبوس ، عده ای هم بالا روی طاق اتوبوس سوار بودند. پس از پیاده شدن، به محلی رفتیم که ۴ وزیر هند سخنرانی می کردند و اتفاقا من پهلوی یکی از آنان نشسته بودم (وقتی که بلند شد وسخنرانی کرد من تازه فهمیدم که وزیر بوده). سپس گروه دیگری هنرمند آمدندو رقص بسیار سنتی هند (شیوا) را برگزار کردند. این رقص، آهنگی بسیار غمناک (قابل مقایسه با آهنگ های بختیاری) با حرکاتی موزون دارد که برای یک بار دیدن (و فقط ۳-۲ دقیقه) خوب است . بعدا از شدت خستگی به خواب فرو می روید. اين شيوا ، خدای مرگ ،که در زير عکس آن را می بينيد، يکی از معروفترين خدايان هندی است (يکی از آن ۳۳ ميليون خدائی که هندی ها دارند). در آخر رقص شيوا، رقصنده مثل عکس ، چندين دست خواهد داشت (البته با کمک ساير رقصنده ها).


ادامه دارد

جهانگرد مسافر

دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤
ايرانی هميشه سر افراز

سلام

دوست عزیزم جناب خاطراتچی نوشته بود:راستی من تعجبم که چرا ما ايرانی ها همش می زنيم تو سر کشور خودمون يه جوری که گاهی خودمون هم باورمون می شه که هيچ نکته مثبتی نداريم. دوست دیگرم جناب بهداد هم کامنت گذاشته بودند که:در ادامه نوشته های خاطراتچی بايد بگم ما ايرانيها دچار نوعی خود کم بينی شديم و اصالت خودمون فراموش کرديم و به جای اينکه درس بگيريم فقط ايراد می گيريم و به جای بهينه سازی اين فرهنگ والا فقط بلديم انتقاد کنيم . منم زياد سفر رفتم اما هيچ وقت اين حرفا رو درباره ايران نميزنم. آقای جهانگرد من اصلا بحرينيم اما هيچ وقت بهشون افتخار نکردم.
ممنون از همه کسانی که به من سر می زنند، درجواب این دوستان بايد بگم من همه چيز راسعی ميکنم ببينم.همونطور که با تعريف از آب آشاميدنی ايران شروع کردم وبعد راجع به نحوه کنفرانسهای ایران و بقیه دنیا نوشتم.برای اصلاح یک مشکل،اول باید با مقایسه با موارد مشابه پی به وجود آن برد. من در وبلاگم فقط نظر شخصی ام را می نویسم. مسلما عده ای موافقند عده ای مخالف.  به نظر من اول ازهمه ما توی وبلاگ هامون بایدبه همدیگه  آگاهی بدیم که چنین مشکلی هست وبعدبا کمک همدیگه به دنبال راه حل بگردیم. هر چند من شخصا با انتقادات آقای خاطراتچی درمورد گروههای درگیر در انتخابات اخیر یا عدم تلاش گروههای فرهنگی در مورد ارتقای آگاهی  مردم دنیا در مورد فرهنگ غنی ایرانمون یا انتقاد آقای بهداد به محصولات ایران خودرو  یا مدیریت ایرانی در برف و سرما موافقم . ولی من انتقاد را به منزله کوچیک کردن ایران وایرانی نمیدونم. همه ما از این نظر انتقاد می کنیم که ایران و ایرانی رو دوست داریم. همه می خوا هیم ایران همیشه سرفراز باشه. برای ما مهم نیست که در فرانسه یا انگلیس ، کدوم حزب می بره ، چون برای ما اهمیتی نداره. ولی در مورد ایران ، کوچکترین جزئیات را در نظر می گیریم ، چون برامون مهمه. ولی باید توجه داشت انتقادی ارزش داره که راه حل هم بده. من اگه می نویسم برگزاری کنفرانسمون ایراد داره راهش هم می گم.آیا شما اين طور فکر نمی کنيد؟

 

 

جهانگرد مسافر

جمعه ۱٧ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند- ۸ :: هتل محل اقامت وهتل محل کنفرانس

سلام

یکی ازمواردی که ما قدرش رو توی ایران نمی دونیم،آب آشامیدنیه. در بقیه کشورهای آسیائی باید پول بدی وآب خوردن بخری.البته دراروپا به علت آن که آب فراوان دارند ، من ندیده یا نشنیده ام که آب آشامیدنی در خانه ها نباشد ، هر چند بعضی از خارجیها فقط آب معدنی می خورند.
از فرودگاه دهلی نو می خواستیم بریم هتل. همون آقائی که گل گردنمون انداخته بود رفت وبرای ما ماشین گرفت. گفت که خودش با راننده حساب کرده و ما باید به او ۵۰ دلار بدهیم.ماهم پول را به او دادیم. روز آخر هنگامی که می خواستیم برگردیم وخودمان تاکسی گرفتیم همان مسیر را ۱۰ دلار دادیم. این را می گویند مهمان نوازی ناب هندی. توی ایران ، ما هر ساله دهها کنفرانس برگزار می کنیم،چه طوری؟ پول رفت وبرگشت،هتل،سرویس رفت وآمد ازفرودگاه به هتل و از هتل به محل کنفرانس و ... را برای مهمانان خارجی خودمان می دهیم.تازه موقع برگشتن هم کلی سوغاتی همراهش می کنیم . پول ثبت نام کنفرانس هم که اصلا زشت است از او بخواهیم. درهمین حال اگر یک دانشجوی علاقه مند ایرانی بخواهد شرکت کند، تا ثبت نام نکند اصلا راهش نمی دهیم (اگر به دربان دم در نگوئیم اورابیرون نیندازد)، چه برسد به اینکه ازما تقاضای تخفیف در هزینه ثبت نام و هتل و ...بکند.درصورتی که در بقیه دنیا، حق ثبت نام (به دلار یا یورو) از همه می گیرند و تخفیف هائی را برای دانشجویان و اتباع آن کشور در نظر می گیرند.کلا کنفرانسهای خارجی ها براشون منبع درآمده وبرای ما ايرانيها منبع خرج کردن پول.

همه می پرسند هند چه طوری بود؟ یک کشور پولدار یا فقیر؟ باید بگم هردو.بستگی داره کجا بری و با چه کسانی در تماس باشی.حکايت مولوی را همه می دونيم که يک نفر فيل آورده بود، بعضی ها می خواستند زودتر ببينندش .توی تاريکی يکی دست به پايش زد گفت فيل مثل يک ستونه،ديگری دست به خرطومش زده بود می گفت درازه،اون يکی به دمش دست زده بود می گفت مثل ماره و... مسافرت هم همين طوريه ، درمورد يک کشور يا حتی يک شهر ،هر نفر يک توصيفی داره. در مورد هند،من اگه بخوام نظر بدم : بر اساس سفر اولم کشوريه مثل ايران،شايد حتی يک کمی هم پيشرفته تر. بر اساس سفر دومم می گم خيلی فقيره وبر اساس دو تا سفرم می گم : هر دو .

من اول سفرنامه مسافرت اول رو می گم بعد سفر دوم.

نوشتم که ازفرودگاه اومديم هتل.البته هتل محل سکونت ما گرون نبود،ولی می شد تحمل کرد. توی خيابون ها همه چيز چپکی بود،چون ماشين هاازسمت چپ خيابون حرکت می کردند. توی يکی ار ميدون ها، ميمون ها داشتند با هم بازی  می کردند و کسی هم کاری بهشان نداشت.کلا در هند، انسان و حيوان در کمال دوستی زندگی می کنند.اين عکسی از هتليه که ما بوديم، يک هتل ۱۷ طبقه:

 اين هم عکس هائی ازهتلی که محل کنفرانس بود:


 ادامه دارد

جهانگرد مسافر

چهارشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند- ۷ :: طبقات اجتماعی -حمل ونقل و ...

سلام

با تشکر از همه دوستانی که با نظراتشون منو توی بهتر کردن وبلاگ یاری می کنند، توی نظرات پرسیده شده بود فقط سفر هند است یا جاهای دیگه هم هست.باید بگم : نه بقیه جاها مثل: قطر(دوحه)،بحرين(منامه)،پاکستان (کراچی)، انگلستان(لندن-برایتون-کمبریج-آکسفورد) ،فرانسه(پاریس-دیسنی لند)، بلژیک (بروکسل)،آلمان (برلین و درسدن)، ايتاليا(میلان-ورونا-ونیز-فلورانس-پیزا -رم)، ،هلند(روتردام-ماستریخت-خروئینگن-آمستردام-لاهه - اوترخت و ...)و .... بسیاری جاهای ایران عزیزمون هم هست. با تشکر از دوست عزيزم آقای خاطراتچی،برای اینکه خوانندگان فکر نکنند که تو ی هند گير کردم، اسم وبلاگو عوض کردم و گذاشتم : سفرنامه های من: از هند تا اروپا.

بذار اول هند را تموم کنم. هر چند کشور هند اینقدر جاهای دیدنی داره که آدم دلش نمیاد همه اش را نبینه. تازه من همه جای هند را هم نديدم.من توی هند فقط دهلی نو، شهری در راجستان ،آگرا (تاج محل)،جایپور (شهر صورتی)، جهانسی ، وخواجوراهو را دیدم .نوشته بودم که هند خيلی بزرگه. بيخودی بهش نميگن شبه قاره.قسمت اولين سفر راببينيد، نقشه هند رو اونجا گذاشتم.
نکته دیگه اینکه من توی هند (در طول ۲۲ روز) دزد نديدم. شايد يا خيلی خوش شانس بودم يا شايد هم چون هيچ وقت تنها نبودم ویا شاید دزد کمه. ولی آیا اگر شما در تهران ۲۲ روز باشی دزد نمی بینی؟شما خودتون بهتر می تونید قضاوت کنید.البته باید توضیح بدهم که منظورم از دزدی ، کیف زنی توی خیابون و اتوبوس وتاکسیه ، وگرنه دزد همه جا هست(مثلامی تونید خاطرات دوست گرامی خاطراتچی رو درمورد دزدی دوچرخه و سامسونت بخونید). بعدا می گم که حتی آقائی که اومد و حلقه گل گردنمون انداخت هم یه جورائی سرمونو کلاه گذاشت.  

 

جامعه هند یک جامعه منحصر به فردیه. هندوها طبقه ای دارند که آنها را نجس می دانند و حتی از حیوانات هم برایشان کم ارزش ترند.آنها فقط می تونند با همدیگه در ارتباط باشند. جالب اینکه خودشون هم اینو قبول دارند و می گن که قسمتشون اینه و هیچ کاری نمی تونند برای تغییرش بکنند. اینها فقیرترین مردم هندند. من شنیده ام که توی کلکته اینها در خیابان به دنیا آمده ، بزرگ شده ، ازدواج کرده، بچه دار شده و می میرند. دولت هند هم عملا آنها را فراموش کرده است. در مقابل اینها مهاراجا ها هستند که ثروتمند به دنیا آمده و ثروتمند می میرند. اکثر مسلمانان هند هم متاسفانه وضع بسیار نامناسبی دارن. اگه شب بری دم جاما مسجد دهلی نو (همون مسجد جامع خودمونه)، می بینی که هزاران مسلمون ( زن ومرد وبزرگ وکوچیک کنار هم خوابیده اند) و وضع بسیار رقت باری دارن.نکته جالب در مورد جاما مسجد اینه که بعضی مسلمونهای هند معتقدند زنان حق پا گذاشتن توی اون مسجد را ندارن.
توی هند شما می بینید که همه مردم این اختلاف هارو یه جورائی قبول کردند. توی وسیله نقلیه عمومی ، توی قطار ، توی هتل و ... همه جا هر کس بر اساس پولی که داره ازخدمات استفاده می کنه. به نظر من این بهتره تا اینکه فقط پولدارها و پارتی دارها از خدمات استفاده کنند مثلا اگر پول یا آشنا داشته باشی می تونی برای عید بلیت قطار یا هواپیما گیر بیاری و بری مشهد مقدس زیارت،وگرنه امکان رفتن نداری. 

 

مثلا حمل ونقل عمومی شامل این موارد  می باشد:  گاری(می تواند توسط انسان، اسب،گاو،دوچرخه،و یا الکتریسیته به حرکت در آید)- دوچرخه ( پا زدن توسط خود فرد یا فرد دیگر و یا دو چرخه موتور دار)- موتور سیکلت (حداکثر دو نفر و هر دو با کلاه ایمنی ، ضمن آن که بانوان به صورت مورب که پاها به یک طرف آویزان می باشد سوار می شوند که خود ایمنی را هنگام بروز حادثه احتمالی افزایش می دهد) - ریکشا (همون سه چرخه خودمونه ، البته با کمی تغییر جهت نشستن مسافر ، ارزونترین وسیله ای که ما تقریبا همه اش از اون برای حمل ونقل  استفاده  کردیم -عکسشو می تونید همین جا ببینید- توی کراچی هم بود)- ماشین های رولزرویس مشکی و سفيد قدیمی انگلیسی - ماشین های جدیدتر و در نهایت ماشین های تشریفاتی (بسته به پول توی جیبتان می توانيد انتخاب کنيد).

 

 

قطار هم همين طور است: درجه يک (با کولر ،که توی هوای گرم اونجا می چسبه، همراه با يک شيشه بزرگ آب و ليوان يک بار مصرف برای هرنفر، يک کتری آب جوش با چای و قند، املت يا نيمرو، بستنی و خيلی چيزهای ديگه که همه با همون پول بليت داده ميشه و نيازی به دادن پول مجدد نيست) درجه دو (با امکانات کمتر) درجه سه و ... (راستش بقيه را از نزديک نديدم. ما فقط درجه يک سوار شديم ، بقيه درجه ها را می گفتند خيلی کثيف و شلوغه ، حتی گاهی مردم از در و ... آويزانند).

اتوبوس ها هم حتی نردبان داشت که می رفتند و روی سقف می نشستند و يا آويزان می شدند(من فقط از دور ديدم ، سوار نشدم).

 ادامه دارد

جهانگرد مسافر

دوشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند- ۶ :: خريد-نظم-استقبال-رانندگی و ...

سلام

به قول دوست گرامی آقای خاطراتچی ، هندوستان واقعا کشور عجایب است.یک میلیارد انسان، با ۴۰۰ زبان مختلف، با ۳۳ میلیون خدا (تعجب نکنید، آخه هر چی که فکر کنيد : از ماه، خورشيد، درخت ، حيوانات مختلف،بت های دست ساز و ... را گروهی به عنوان خدا پرستش می کنند)، با آب و هوا هائی بسیار متفاوت ،و با اختلاف طبقاتی فوق العاده شدید( فقيران خيابان خواب هميشه در کنار در ورودی يک کاخ زندگی می کند و ساکنين کاخ گويا اصلا آنها را نمی بينند) ،کنار هم با صلح و صفا زندگی می کنند.آن وقت ما توی ايران ،در يک مجتمع آپارتمانی سه چهار طبقه همیشه با هم اختلاف داریم.حالا دعواهای خانوادگی بماند.

صبح زود به فرودگاه دهلی نو رسیدیم. اولین چیزی که توجه مرا جلب کرد،نظمی بودکه همه جا به چشم می خورد(برخلاف انتظارم). اولين کاری که کرديم تبديل دلار به روپيه هند بود،که در ازای آن به ما رسيد دادند.درتمام کشورهائی که تا به حال ديده ام بابت تبديل پول، رسيد رسمی   می دهند(حتی در پاکستان)، ولی در ايران عزيز خودمان تا به حال نتوانسته ام از صرافی رسيد بگيرم.وقتی هم که اعتراض کردم گفته اند: اين قانون است،به هر که می خواهی شکايت کن و اگر دوست نداری نخر( به اين ميگن يک جواب دندان شکن).فرودگاه شلوغ بود ولی برای زدن مهر ورود به هند روی پاسپورتمان ، بدون حضور مامور ودر کمال آرامش در صف مربوطه ايستاديم وپس از چند دقيقه ، وارد شهر دهلی شديم. هيچ کس هم نيامد ساکهای مارازير و رو کند ،چون چمدانها هنگام ورود به سالن از دستگاه می گذشت و کليه محتويات آن در کامپيوتر قابل مشاهده بود.
اولين چيزی که دم در درودی انتظار ما را می کشيد،حلقه گلهای ميخک زرد بود که فرد استقبال کننده از طرف کنفرانس گردن تک تک ما انداخت.اين يک رسم زيبای هنديهاست.

 

نکته جالب ديگر اينکه در هند، شما بايد برای همه چيز چانه بزنی.شما می توانيد حتی به يک ششم قيمت عنوان شده، خريد کنيد.اين گوی و اين ميدان، بستگی به قدرت چانه زدن شما دارد.ما حتی برای قيمت هتل چانه زديم.

در خيابان، اولين چيزی که مشاهده می کنيد، چپکی بودن همه چيز است. چون در هند هم مثل انگلستان و استراليا ، ازسمت چپ رانندگی می کنند و دو سه روزی طول می کشد تا شما عادت کنيد . همه رعايت قانون را می کردند. هنديها مردم بسيار قانع و آرامی هستند. در طول اين ۲۲ روز(در ۲ سفر) که در هند بودم، نه تصادف رانندگی ديدم ونه دو نفر راکه با هم دعوا کنند (درست مثل ايران عزيزمان که همه با هم بسيار مهربانند).دزدی هم همانند ايران نديدم. در تهران و ساير شهرها، اگر مواظب نباشی ، تمام دارائيت را خواهند برد(اگر خودت را نبرند).    

 ادامه دارد

جهانگرد مسافر

جمعه ۱٠ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۵ :: پيش فرضهای من در مورد هند و ...

سلام

قبل از اینکه برسم هند،پیش خودم می گفتم هند چه شکلیه؟ آیا همون جوره که توی فیلم های هندی نشون میدن: همه مردم بيکارند و دارن توی خیابون دسته جمعی می رقصند؟ آیا تموم خیابونها پر ازپلیسه و همه اش صدای آژیر پلیسو می شنوی؟آیا توی خیابونها گاوها راست راست راه می رن و هیچ کس جرات نداره بگه برو اونور؟قیمت ها چطور؟ میشه چیزی کادو خرید؟آيا فيل و ميمون و بقيه حيوانات توی خيابانها راه می روندو نه به کسی کار دارند و نه کسی به اونها کارداره؟آيا همه غذاها تندند يا ميشه تحمل کرد؟آيا دزد زياده و همه اش بايد مواظب اثاثيه بود؟امنيت چطوره؟ می شه شب ها رفت وخيابونها راگشت؟فرصت می شه برم تاج محل را ببينم ؟ هزينه اش چقدر می شه؟ جایپور(شهر صورتی) چی؛ می شه رفت و اونو ديد؟و دهها سوال ديگه که توی ذهن من بود.


ادامه دارد

جهانگرد مسافر

پنجشنبه ٩ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۴ :: فرودگاه ابوظبی و ...

سلام

یک نکته جالب در مورد فرودگاه بحرین، این بود که تنها فرودگاهی بود که دیدم آب یخ رایگان دارد(البته شامل فرودگاههای ايران نمی شود، چون خوشبختانه هنوز به ياد امام حسين ، مردم خير و دوائر دولتی پولی بابت آب نمی گيرند).در سایر فرودگاههائی که من تا به حال دیده ام ( ابو ظبی، دوحه، دبی، دهلی نو،کراچی،آمستردام، روتردام،لندن،میلان،و رم ) باید آب خوردن را بخری. شاید دلیلش اینه که در کشورهای خلیج فارس، بحرين تنها کشوری است که آب شیرین دارد.مسجد بسیار شیک وتمیزی داشت و اصلا بوی پا نمی اومد.احتمالابه این خاطر که سنی ها حتما قبل از نماز پایشان را می شویند.
بعد از بحرین رفتیم فرودگاه ابوظبی. فرودگاه خیلی شیکی بود.در زیر چند عکس از این فرودگاه را می توانید ببینید.سه چهار ساعت هم توی این فرودگاه گشتیم.بعد پرواز کردیم به طرف دهلی نو.صبح زود رسیدیم فرودگاه دهلی نو.


ادامه دارد

جهانگرد مسافر

چهارشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۳ :: فرودگاه بحرين و ...

سلام

درقسمت تحویل بار، پس از هزار بار تنه خوردن و علاف شدن موفق شدم بارم را تحویل بدم وبرم. پس از خوردن مهر خروج ، چون وقت داشتم به اتفاق دوستانم به دیدن قسمت Duty Free رفتم.قیمت هائی داشت که بعضا چند برابر توی شهر بود، درحالیکه قاعدتا باید به خاطر حذف مالیات در این فروشگاهها ارزانتر باشد. وقتی سوار هواپیما شدم، مهماندارهای بسیار مودب و شیک همه را به طرف صندلی ها راهنمائی می کردند. فاصله حدودا یک ساعت بود ولی سه بار پذیرائی حسابی کردند و هر چیزی هم که می خواستی برایت می آوردند.نفر پهلوی من مجددا تقاضای نوشابه کرد که فوری برایش آوردند.بی اختیار یاد ایران ایر افتادم و تقاضای یک چای.می توانید تصور کنید که جواب شما در ایران ایر در ازای تقاضای یک شکلات اضافه چه خواهد بود،نوشابه پیشکش.
فرودگاه بحرین بسیار قشنگ و مدرن بود
.فروشنده ها همه دخترهای چينی ،ژاپنی،يا کره ای بودند(نميدونم کدوم،آخه همه شکل همند).در زير عکس های فرودگاه بحرين را می توانيد بينيد.اگر می خواهيد فرودگاه بحرين را ببينيد کافی است که با گلف اير پرواز کنيد حتما يک جوری از بحرين رد می شه.





ماشينی که می بينيد جايزه خريد از فروشگاههای Duty Free فرودگاه بحرين است.


ماشينی که ما ديديم سال ۱۹۹۹، معادل ۱۲۷ ميليون تومان قيمت داشت.


ادامه دارد


جهانگرد مسافر

چهارشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۲ :: فرودگاه و هواپيما و ....

سلام


به توصیه دوستان یک چمدون بزرگ خریدم با یک عالمه کنسرو لوبیا و تن ماهی و حتی نون خشکه ، آخه می گفتتد تو ی خارج، مواد غذائی خیلی گرونه. بگذریم از اینکه تموم نون خشکه ها خورد خورد شد .از خونواده خداحافظی کردم و سوار هواپیمائی ایران ایر شدم تا برم تهرون. از بس با عجله کارهایم را کرده بودم حسابی خسته شده بودم.آخه عادت ما ایرونی هاست که همیشه کارهامونو بذاریم تا دم آخر.
توی هواپیما از مهماندار چای خواستم.با لحن بسیار بدی گفت چای می خواهی چیکار؟ دندون رو جیگر بذار می رسیم تهران.تازه مگه الان بهت آب میوه ندادم!!!خلاصه حالمو گرفت. ولی چند دقیقه بعد برای یکی از ما بهترون که دو سه ردیف جلوتر از من بود،قهوه آورد.من که دیگه حال و حوصله بی ادبی اونو نداشتم، چیزی نگفتم ولی پیش خودم فکر می کردم میشه یک روزی بشه که به مسافران (اتوبوس،مینی بوس،هواپیما،تاکسی) وخلاصه ایرونی ها احترام گذاشته بشه.من فکر می کنم علت اصلی اینه که می دونن اگه شکایت هم ازاشون بکنی، هیچ کس کاریشون نداره.ضمنا اگه رقابتی با سایر شرکتها بود شاید فرقی میکرد، ولی حالا که از این خبرها نیست ،اون هم توی شرکت هواپیمائی .
توی فرودگاه تهران،وقتی به قسمت پروازهای خارجی رسیدم،دیدم حال و هواش خیلی با قسمت پروازهای داخلی فرق داره.افراد زیادی اومده بودند دنبال مسافراشون که از خارج اومده بودند،خیلی هاشون دانشجو بودند. توی دلم گفتم آخدا میشه من هم یک روز جزو این دانشچوها باشم.


ادامه دارد

جهانگرد مسافر

چهارشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۱ :: گرفتن ويزا و ....

سلام

هميشه دوست داشتم برم خارج از کشور رو ببينم.ولی خوب شتر سربازی نمی گذاشت. بالاخره شتر را از دم خونه فرستادم رفت و بعد از گرفتن کارت پایان خدمت تونستم پاسپورتم رو بگيرم.اول خيلی خوشحال بودم که پاسپورت دارم (درست مثل گواهينامه رانندگی) ولی همون جور که به خاطر نداشتن پول، ماشين نداشتم و رانندگی نکردم ، پاسپورت هم داشت همين طور می شد که خوشبختانه خدا خواست و برنامه ام جور شد که يک سفر يک هفته ای برم هند.پائیز سال ۱۹۹۹ بود.خيلی خيلی خوشحال بودم، ولی اينقدر گرفتن ويزا و بدرفتاری پرسنل سفارت هند با ارباب رجوع و علافی توی تهرون برای گرفتن ویزای هند توی ذوقم زد که داشتم پشيمون می شدم. گرفتن بليت و جورکردن پول بليت و غیرو بماند.دل توی دلم نبود که حالا توی خارج چه اتفاقهائی ممکنه برام پیش بیاد.
خوشبختانه برنامه ام طوری شدکه با چند تا از دوستانم که تجربه زیادی توی مسافرت خارج داشتند همسفر شدم و این قوت قلبی برام بود.برنامه سفر این طور بود که تاتهرون با ایران ایر و از مهرآباد با گلف ایر پرواز داشتم.از تهران به فرودگاه بحرین، از آنجا به فرودگاه ابوظبی، و از آنجا به دهلی نو. البته بین پروازها چند ساعت فاصله بود که وقت داشتیم فرودگاه ها را ببینیم.برگشتن هم از دهلی نو به ابوظبی و از آن جا به فرودگاه دوحه قطر و از دوحه به تهران. در دوحه چون فاصله بین پروازها زیادبود توی شهر دوحه ،اتاقی درهتل و ناهار وشام داشتم.خلاصه هم فال بود و هم تماشا.جالب اینکه قیمت بلیت هم خیلی کمتر از ایران ایر بود.



ادامه دارد

جهانگرد مسافر

چهارشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٤
اولين سفر :هندوستان

سلام

اولين سفرنامه من در مورد کشوری است که همه دوست دارند حداقل یک بار بروند. من این شانس را داشتم که دو بار بروم . دفعه اول سال ۱۹۹۹ و دفعه دوم سال ۲۰۰۲ . شهرهای زیادی را هم دیدم. ولی این کشور خیلی بزرگ است و شاید یک ماه وقت و یک جیب پر از پول لازم باشه تا بتونی همه جاهای دیدنی اونو ببینی(که من هیچ کدومو ندارم به خصوص دومی رو).این کشور هندوستان است. در فرصت های بعدی چندين يادداشت در مورد هند می نويسم.



ادامه دارد

جهانگرد مسافر

چهارشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه های من : از هند تا اروپا

سلام

من جهانگردی را دوست دارم.دوست دارم جاهای قشنگ ایران و دنیا را ببینم و با فرهنگهای مختلف آشنا بشوم.هدف من مشارکت شما در سفرهایم و آگاهی دادن به شما در مورد کشورها و شهرهای مختلف دنياست. جاهائی که خودم رفته و ديده ام. اميدوارم همه شما هم هر جا را که دوست داريد برويد و ببينيد.



ادامه دارد

جهانگرد مسافر

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]