سفرنامه های من:از هند تا اروپا
سه‌شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۲۱ :: بر گشت به دهلی نو

سلام

با تبريک نيمه شعبان به همه دوستان، ممنون از دوستان عزيزی که مرتب به من سر می زنند.راستش این روزها یک مقدار سرم شلوغه و از این که نتونستم به وبلاگ دوستان سر بزنم شرمنده ام. انشاءالله همين روزها جبران می کنم.

بعضی از دوستان در بخش نظرخواهی پرسیده بودند که آیا ممتاز محل ایرانی بوده یانه؟ در پاسخ باید به عرض برسانم که بله ایرانی بوده و بنای تاج محل هم یکی از شاهکارهای معماری ایرانی است.

از آگرا می خواستیم بریم جایپور (شهر صورتی) ولی بلیت قطار گیرمان نیامد. مجبور شدیم رفتیم دهلی نو . این دفعه، توی دهلی نو را حسابی گشتیم. جاهای دیدنی خیلی زیادی داشت که بعدا سر فرصت می نویسم. مثلا : لوتوس تمپل ، کتب منار، قلعه قرمز، جانتار مانتار، همایون تومب ، محل زندگی گاندی ، و ...

ادامه دارد

جهانگرد مسافر

سه‌شنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٤
سفر نامه هند - ۲۰ :: شهر آگرا - تاج محل

سلام

یکی از نکات مهمی که هنگام سفر با قطار در هند بایستی به آن توجه داشت ، محل خرید بلیت است.ما برای رفتن به آگرا (شهری که تاج محل در آن قرار دارد)، به ایستگاه قطار رفته و از باجه بلیت خریدیم. قیمت آن در مقایسه با آمدن از دهلی فوق العاده ارزان بود. رفتیم و دلیل را پرسیدیم. فهمیدیم که برای سوارشدن به درجه یک ، باید در تمام ایستگاههای قطار به طبقه دوم رفت و بلیت خرید، که سریعا اقدام کردیم. بلیتی که ما اول خریده بودیم، فقط بلیت سوار شدن به قطار بود، یعنی همان جوری که توی فیلم ها نشان میدهند و افراد از قطار آویزانند، جائی برای نشستن نیست.خلاصه خطر بزرگی از بغل گوشمان گذشت که اون جوری سوار نشدیم.

تا به آگرا رسیدیم، دم غروب بود. هتلی پیدا کردیم وبعد از کمی استراحت ، به گردش در شهر رفتیم. باور نمی کنید که انگار رفته بودید اطراف مراکز مذهبی ایران مثل :گود عربان شیراز(اطراف شاهچراغ) یا زینبیه اصفهان یا شهر قم ( اطراف حرم حضرت معصومه) یا اطراف حرم امام رضا( قبل از خراب شدن بافت قدیم). تنها تفاوت این بود که فارسی حرف نمی زدند. بعد از برگشت به هتل متوجه شدیم که شب بعد ، در آن هتل یک عروسی خواهد بود، چون داشتند همه جا را چراغان می کردند، ولی متاسفانه ما باید بعد از دیدن تاج محل به دهلی می رفتیم.تاج محل يکی از زيارتگاههای مسلمانان است و سالانه ميليونها نفر از آن بازديد می کنند.البته همانند مسجد جامع دهلی نو، در ساعاتی که نماز جماعت برپاست ، ورود غير مسلمانان ممنوع است. 

صبح روز بعد، پس از تحویل هتل به تاج محل رفتیم.شهر آگرا شهر قشنگی بود. برای رسیدن به تاج محل باید از باغ بسیار بزرگ و زیبائی می گذشتیم.پس از خرید بلیت ( دلار+روپیه)، وارد شدیم. چقدر زیبا بود.توریست های فراوانی آنجا بودند و همه مشغول عکس گرفتن.ولی برای داخل شدن به ساختمان اصلی، باید کفش ها را به کفش داری تحویل می دادیم. بردن دوربین هم ممنوع بود و در صورت مشاهده جریمه می کردند ، مگر آنکه دم در ورودی هزینه مربوطه ( که چندان هم ارزان نبود) را پرداخت می کردید. این اتفاق برای یکی از دوستانمان افتاد و او مجبور شد دوربینش را تحویل بدهد و اصلا فیلمی نگیرد.

تاريخچه تاج محل:
در سال ۱۶۳۱ میلادی ، شاه جهان ( یکی از پادشاهان هند)، به همراه همسرش ممتاز محل به شهر آگرا رسیدند وهنگام به دنیا آوردن آخرین فرزندش، در سن ۳۹ سالگی ، از دنیا رفت. شاه جهان به واسطه علاقه شدیدی که به او داشت ، برای آنکه یاد او هیچ گاه از خاطر جهانیان نرود، تصمیم به ساختن بنائی عظیم در محل یکی از باغهای زیبای شهر در کنار رودخانه آگرا گرفت.این کار در سال ۱۶۳۳ توسط ۲۰ هزار کارگر به مدت ۱۷ سال انجام گرفت و کاری از هنرمندان ایرانی آن زمان می باشد. سنگ های آن از ایران، ترکیه، یمن و ... آورده شد(منبع۱- منبع۲- منبع ۳). 

در تبليغات توريستی هند، هميشه صحبت از مثلث : دهلی نو- آگرا( تاج محل)-جایپور (شهر صورتی) است(اينجا را نگاه کنيد).در اين سفر، ما اين مثلث را ديديم.

بعد از ديدن تاج محل، ماشينی کرايه کرده و بقيه جاهای ديدنی آگرا ديدیم از جمله : قلعه قرمز آگرا، ساختمان زيبای فاتح پور(ساخته شاه اکبر)، دروازه بلند و .... برای ديدن ساير جاهای ديدنی آگرا می توانيد اينجا، اينجا، اينجا و اينجا را ببينيد. 

بعد از ظهر آن روز ، به طرف دهلی نو حرکت کرديم، چون بليت قطار جایپور را گير نياورديم.

ادامه دارد

جهانگرد مسافر

دوشنبه ٧ شهریور ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۱۹ :: معابد خواجوراهو

سلام

قبل از ادامه سفرنامه، بهتر است توضيحی بدهم که منظور من از مقايسه جهانسی با شهرهای کوچک ايران ، فقط از نظر کوچکی شهر بود، وگرنه شهرهای ما از بسياری از شهرهای دنيا (حتی توی اروپا) بسيار تميز تر است. 

از بدو ورود ،مسئولین کنفرانس در مورد معابد خواجوراهو خیلی تبلیغ میکردند که یکی از معروفترین و بزرگترین معابد هند است .روز آخر اقامت در جهانسی، یک لندرور کرایه کردیم تا به خواجوراهو برویم. البته چون تعدادمان زیاد بود (۷ نفر) ، دو نفر مجبور شدند که عقب بنشینند که نتيجه آن کمر درد و گردن درد بود. البته جایمان را عوض می کردیم ، ولی خودش خاطره جالبی بود.
توی راه ،بین جهانسی و خواجوراهو، مناظر بسیار زیبائی را دیدم. البته در برخی مناطق هم فقر شدید را به وضوح می شد دید. از جمله مدرسه ای که حدود ۳۰ دانش آموز آن با فقط ۳ معلم ، روی حصیر های پاره ای در حیاط نشسته بودند.با آنها صحبت کرده و عکس هم گرفتیم. بین راه ماشین پنچر شد. یکی از دوستان خیلی ناراحت شد و شروع به غر زدن کرد (که از ابتدای مسافرت تا وقتی که خوشبختانه از ما جدا شد اين غر زدن ها ادامه داشت) ولی بقیه ما شروع به بازی فوتبال با ظرف آب کردیم. بعد از برگشت راننده ، به راه خود ادامه داده وپس از حدود ۵- ۴ ساعت به خواجوراهو رسیدیم. یک شهر کاملا توریستی با هتل های زیاد.
خواجوراهو بین قرن های ۹ و ۱۰ میلادی ساخته شده است.طبق معمول پس از پرداخت دلار وارد شديم. محوطه بسيار بزرگی بود با تعداد زيادی معبد، و محوطه سازی بسيار زيبا وسبز. به نظر من بهشت ميمونها بود، چون ميمونهای بسيار زيادی همه جا بودند.جالب اين بود که برای ورود به معابد بايد همه ما کفش ها يمان را در می آورديم. برای اطلاعات بیشتر در مورد خواجوراهو می توانید به اینجا و اینجا و اينجا مراجعه کنید. به عکس های زير نگاه کنيد.

عکس های بيشتر را می توانيد اينجا نگاه کنيد.

وقتی بيرون آمديم  ازفروشگاههای صنايع دستی ديدن کرده و مقداری هم خريد کرديم. وقتی می خواستيم برگرديم ديگر شب شده بود. در راه برگشت، يک عروسی هم ديديم که به سبک عروسی های روستاهای ما، عروس و داماد سوار اسب بودند ومردم به دنبال آنها با سر وصدا و پايکوبی حرکت می کردند. 

فردای آن روز به طرف آگرا و تاج محل حرکت کرديم.

ادامه دارد

جهانگرد مسافر

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]