سفرنامه های من:از هند تا اروپا
دوشنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸٤
سفرنامه هند - ۱۸ :: شهر جهانسی- قلعه جهانسی - جلسه افتتاحيه

سلام

توی راه ،بین دهلی نو وجهانسی، مناظر بسیار زیبائی را دیدم.راستش تصور اون را هم نمی کردم که هند اینقدر سرسبز باشه. وقتی به آن جا رسیدیم. اول به محل کنفرانس رفتیم.آنها ماشینی در اختیارمان قرار دادند تا به هتل برویم. هتلی که در نظر گرفته بودند، خیلی گران بود و هر چه هم چانه زدیم فایده نداشت. هتل دیگری پیدا کردیم که هم ارزانتر بود و هم فاصله اش با محل کنفرانس ۵ دقیقه پیاده روی بود.
پس از کمی استراحت ، به سراغ دیدن شهر رفتیم.برای آنکه دیدی بهتر راجع به جهانسی داشته باشید مثالی می زنم. دهلی نو را می توان با تهران یا اصفهان مقایسه کرد و جهانسی را با گرمسار یا شهرکرد یا خرم آباد. خلاصه شهر کوچکی بود و راحت می شد گاو های محترم را توی خیابان دید که راحت برای خودشان می روند و هر جا خواستند استراحت می کنند.معروفیت این شهر ، با فاصله ای ۵/۵ ساعته (با قطار) از دهلی نو ، به واسطه داستانی است که از جهانسی نقل می کنند.جهانسی، نام یکی از زنان پادشاهان قدیمشان بوده است که هنگام حمله دشمن ، یک تنه با آنها می جنگد و وقتی در حال شکست بوده از قلعه ای با ارتفاع بسیار زیاد ، همراه با اسبش به پائین پریده و فرار می کند و با جمع آوری نیروی بیشتر بر گشته و پیروز می شود.جهانسی در نظر هندیها ،مثل  ژاندارک در نظر غربيها می باشد. تصاویری از مجسمه او را اینجا می بینید.به اينجا هم می تونيد نگاه کنيد.

شهر جهانسی، اطراف قلعه ای متمرکز است که در سال ۱۶۱۳ ساخته شده است (منبع) مهمترين جاذبه گردشگری آن ، همان قلعه است که جهانسی از آن پريد. يکی از ويژگی های بسيار خوب مکانهای ديدنی هند، اين است که از خارجی ها، به جای روپيه دلار می گيرند و آن را خرج همان مکان می کنند.اگر ما هم در ايران اين کار را می کرديم، می توانستيم در بسياری از هزينه های خود صرفه جوئی کنيم.قلعه بسيار جالبی بودوبسيار خوب نگهداری شده بود.

به تصاويری از اين قلعه نگاه کنيد.

اگر می خواهيد اطلاعات بيشتری در مورد اين شهر به دست بياوريد اينجا و اينجا و اينجا را فشار بدهيد.

از آن جائی که اين شهر کوچک بود، مسئولان برگزاری کنفرانس ، سعی کرده بودند با برنامه های جنبی بعد از ظهر ،مهمانان را سرگرم کنند.يکی از اين برنامه ، بازديد از معابد معروف نزديک جهانسی است که خواجوراهو نام دارد و در قسمت بعد راجع به آن می نويسم و ديگری دعوت از ۲۴ نفر خواننده مشهور هندی برای اجرای برنامه زنده. از آن جا که برای اکثر مردم هميشه صدای خوانندگان ، با قيافه هنرپيشه ها به ياد ماندنی است، ديدن اين خوانندگان با قيافه خودشان برايم جالب بود.البته بايد بگويم که بعضی وقتها صداها به قيافه ها نمی اومد.الان هم هر وقت هندی خواندن آقای ماهی صفت را می شنوم که يک ترانه را با صدای چند خواننده مرد وزن همراه با هم و پشت سرهم می خواند، ناخودآگاه ياد آن زمان می افتم.   

 
ادامه دارد

جهانگرد مسافر

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]