سفرنامه های من:از هند تا اروپا
دوشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٤
سفرنامه هند- ۶ :: خريد-نظم-استقبال-رانندگی و ...

سلام

به قول دوست گرامی آقای خاطراتچی ، هندوستان واقعا کشور عجایب است.یک میلیارد انسان، با ۴۰۰ زبان مختلف، با ۳۳ میلیون خدا (تعجب نکنید، آخه هر چی که فکر کنيد : از ماه، خورشيد، درخت ، حيوانات مختلف،بت های دست ساز و ... را گروهی به عنوان خدا پرستش می کنند)، با آب و هوا هائی بسیار متفاوت ،و با اختلاف طبقاتی فوق العاده شدید( فقيران خيابان خواب هميشه در کنار در ورودی يک کاخ زندگی می کند و ساکنين کاخ گويا اصلا آنها را نمی بينند) ،کنار هم با صلح و صفا زندگی می کنند.آن وقت ما توی ايران ،در يک مجتمع آپارتمانی سه چهار طبقه همیشه با هم اختلاف داریم.حالا دعواهای خانوادگی بماند.

صبح زود به فرودگاه دهلی نو رسیدیم. اولین چیزی که توجه مرا جلب کرد،نظمی بودکه همه جا به چشم می خورد(برخلاف انتظارم). اولين کاری که کرديم تبديل دلار به روپيه هند بود،که در ازای آن به ما رسيد دادند.درتمام کشورهائی که تا به حال ديده ام بابت تبديل پول، رسيد رسمی   می دهند(حتی در پاکستان)، ولی در ايران عزيز خودمان تا به حال نتوانسته ام از صرافی رسيد بگيرم.وقتی هم که اعتراض کردم گفته اند: اين قانون است،به هر که می خواهی شکايت کن و اگر دوست نداری نخر( به اين ميگن يک جواب دندان شکن).فرودگاه شلوغ بود ولی برای زدن مهر ورود به هند روی پاسپورتمان ، بدون حضور مامور ودر کمال آرامش در صف مربوطه ايستاديم وپس از چند دقيقه ، وارد شهر دهلی شديم. هيچ کس هم نيامد ساکهای مارازير و رو کند ،چون چمدانها هنگام ورود به سالن از دستگاه می گذشت و کليه محتويات آن در کامپيوتر قابل مشاهده بود.
اولين چيزی که دم در درودی انتظار ما را می کشيد،حلقه گلهای ميخک زرد بود که فرد استقبال کننده از طرف کنفرانس گردن تک تک ما انداخت.اين يک رسم زيبای هنديهاست.

 

نکته جالب ديگر اينکه در هند، شما بايد برای همه چيز چانه بزنی.شما می توانيد حتی به يک ششم قيمت عنوان شده، خريد کنيد.اين گوی و اين ميدان، بستگی به قدرت چانه زدن شما دارد.ما حتی برای قيمت هتل چانه زديم.

در خيابان، اولين چيزی که مشاهده می کنيد، چپکی بودن همه چيز است. چون در هند هم مثل انگلستان و استراليا ، ازسمت چپ رانندگی می کنند و دو سه روزی طول می کشد تا شما عادت کنيد . همه رعايت قانون را می کردند. هنديها مردم بسيار قانع و آرامی هستند. در طول اين ۲۲ روز(در ۲ سفر) که در هند بودم، نه تصادف رانندگی ديدم ونه دو نفر راکه با هم دعوا کنند (درست مثل ايران عزيزمان که همه با هم بسيار مهربانند).دزدی هم همانند ايران نديدم. در تهران و ساير شهرها، اگر مواظب نباشی ، تمام دارائيت را خواهند برد(اگر خودت را نبرند).    

 ادامه دارد

جهانگرد مسافر

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]