سفرنامه هند- ۸ :: هتل محل اقامت وهتل محل کنفرانس

سلام01.gif

یکی ازمواردی که ما قدرش رو توی ایران نمی دونیم،آب آشامیدنیه09.gif. در بقیه کشورهای آسیائی باید پول بدی وآب خوردن بخری.البته دراروپا به علت آن که آب فراوان دارند ، من ندیده یا نشنیده ام که آب آشامیدنی در خانه ها نباشد ، هر چند بعضی از خارجیها فقط آب معدنی می خورند.
از فرودگاه دهلی نو می خواستیم بریم هتل. همون آقائی که گل گردنمون انداخته بود رفت وبرای ما ماشین گرفت. گفت که خودش با راننده حساب کرده و ما باید به او ۵۰ دلار بدهیم.ماهم پول را به او دادیم. روز آخر هنگامی که می خواستیم برگردیم وخودمان تاکسی گرفتیم همان مسیر را ۱۰ دلار دادیم28.gif11.gif. این را می گویند مهمان نوازی ناب هندی. توی ایران ، ما هر ساله دهها کنفرانس برگزار می کنیم،چه طوری؟ پول رفت وبرگشت،هتل،سرویس رفت وآمد ازفرودگاه به هتل و از هتل به محل کنفرانس و ... را برای مهمانان خارجی خودمان می دهیم.تازه موقع برگشتن هم کلی سوغاتی همراهش می کنیم . پول ثبت نام کنفرانس هم که اصلا زشت است از او بخواهیم. درهمین حال اگر یک دانشجوی علاقه مند ایرانی بخواهد شرکت کند، تا ثبت نام نکند اصلا راهش نمی دهیم (اگر به دربان دم در نگوئیم اورابیرون نیندازد)، چه برسد به اینکه ازما تقاضای تخفیف در هزینه ثبت نام و هتل و ...بکند.درصورتی که در بقیه دنیا، حق ثبت نام (به دلار یا یورو) از همه می گیرند و تخفیف هائی را برای دانشجویان و اتباع آن کشور در نظر می گیرند.کلا کنفرانسهای خارجی ها براشون منبع درآمده وبرای ما ايرانيها منبع خرج کردن پول.

همه می پرسند هند چه طوری بود؟06.gif یک کشور پولدار یا فقیر؟ باید بگم هردو.بستگی داره کجا بری و با چه کسانی در تماس باشی.حکايت مولوی را همه می دونيم که يک نفر فيل آورده بود، بعضی ها می خواستند زودتر ببينندش .توی تاريکی يکی دست به پايش زد گفت فيل مثل يک ستونه،ديگری دست به خرطومش زده بود می گفت درازه،اون يکی به دمش دست زده بود می گفت مثل ماره و... مسافرت هم همين طوريه ، درمورد يک کشور يا حتی يک شهر ،هر نفر يک توصيفی داره. در مورد هند،من اگه بخوام نظر بدم : بر اساس سفر اولم کشوريه مثل ايران،شايد حتی يک کمی هم پيشرفته تر. بر اساس سفر دومم می گم خيلی فقيره وبر اساس دو تا سفرم می گم : هر دو .

من اول سفرنامه مسافرت اول رو می گم بعد سفر دوم.

نوشتم که ازفرودگاه اومديم هتل.البته هتل محل سکونت ما گرون نبود،ولی می شد تحمل کرد. توی خيابون ها همه چيز چپکی بود،چون ماشين هاازسمت چپ خيابون حرکت می کردند. توی يکی ار ميدون ها، ميمون ها داشتند با هم بازی  می کردند و کسی هم کاری بهشان نداشت.کلا در هند، انسان و حيوان در کمال دوستی زندگی می کنند.اين عکسی از هتليه که ما بوديم، يک هتل ۱۷ طبقه:

 اين هم عکس هائی ازهتلی که محل کنفرانس بود:


 ادامه دارد23.gif

/ 60 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

دوستت دارم بی آنکه بدانم دوستم داری بی وفا ... سلام ممنونم که سرزدی و خبرم کردی دوست خوبم خوشحالم کردی شاد باشی فردا آپ میکنم و منتظرت هستم یادت نره ها...

گمنام

خيلي ممنون كه به من سر مي زني يه سوال نوشتم اگه مي شود لطف كن و جوابش را به هم بده موفقو پيروز باشي

sara

سلام عزيزم.......ببخشيد دير اومدم...خيلی قشنگ بود........ولی خيلی عقب افتاده بودماااااااا

**مهرنوش**

سلام خوبی عزيزم من اپ کردم نمی خوای بيای؟؟منتظرتم....

تنهاترین تنها

سلام . ممنون که به من سر زدی . خوشحالم از اينکه با شما آشنا شدم . بازم پيش ما بيا . به روز شدی ما رو هم خبر کن . ممنون . منتظرتم . بدرووود

paeez

سلام وبت قشنگه سربزنی خوشحال ميشم

asal

سلام مرسی سر زدی بازم ميخواستم از نت بيام بيرون بخونم ديدم اين دفعهميشه تو نت خوند الان شروع ميکنم بازم خبرم کن خيلی خوشحال ميشم بابای

negar

سلام.ابتکارتون برای وبلاگ نويسی خيلی جالبه!تا حالا وبلاگ نويس سفرنامه نويس نديده بودم.موفق و سربلند باشين.پيش منم بياين!