سفرنامه هند - ۱۹ :: معابد خواجوراهو

سلام01.gif

قبل از ادامه سفرنامه، بهتر است توضيحی بدهم که منظور من از مقايسه جهانسی با شهرهای کوچک ايران ، فقط از نظر کوچکی شهر بود، وگرنه شهرهای ما از بسياری از شهرهای دنيا (حتی توی اروپا) بسيار تميز تر است.05.gif 

از بدو ورود ،مسئولین کنفرانس در مورد معابد خواجوراهو خیلی تبلیغ میکردند که یکی از معروفترین و بزرگترین معابد هند است .روز آخر اقامت در جهانسی، یک لندرور کرایه کردیم تا به خواجوراهو برویم. البته چون تعدادمان زیاد بود (۷ نفر) ، دو نفر مجبور شدند که عقب بنشینند02.gif که نتيجه آن کمر درد و گردن درد بود. البته جایمان را عوض می کردیم ، ولی خودش خاطره جالبی بود.
توی راه ،بین جهانسی و خواجوراهو، مناظر بسیار زیبائی را دیدم. البته در برخی مناطق هم فقر شدید را به وضوح می شد دید26.gif. از جمله مدرسه ای که حدود ۳۰ دانش آموز آن با فقط ۳ معلم ، روی حصیر های پاره ای در حیاط نشسته بودند.با آنها صحبت کرده و عکس هم گرفتیم. بین راه ماشین پنچر شد12.gif. یکی از دوستان خیلی ناراحت شد و شروع به غر زدن کرد (که از ابتدای مسافرت تا وقتی که خوشبختانه از ما جدا شد اين غر زدن ها ادامه داشت) ولی بقیه ما شروع به بازی فوتبال با ظرف آب کردیم18.gif. بعد از برگشت راننده ، به راه خود ادامه داده وپس از حدود ۵- ۴ ساعت به خواجوراهو رسیدیم. یک شهر کاملا توریستی با هتل های زیاد.
خواجوراهو بین قرن های ۹ و ۱۰ میلادی ساخته شده است.طبق معمول پس از پرداخت دلار وارد شديم. محوطه بسيار بزرگی بود با تعداد زيادی معبد، و محوطه سازی بسيار زيبا وسبز. به نظر من بهشت ميمونها بود، چون ميمونهای بسيار زيادی همه جا بودند.جالب اين بود که برای ورود به معابد بايد همه ما کفش ها يمان را در می آورديم. برای اطلاعات بیشتر در مورد خواجوراهو می توانید به اینجا و اینجا و اينجا مراجعه کنید. به عکس های زير نگاه کنيد.

عکس های بيشتر را می توانيد اينجا نگاه کنيد.

وقتی بيرون آمديم  ازفروشگاههای صنايع دستی ديدن کرده و مقداری هم خريد کرديم. وقتی می خواستيم برگرديم ديگر شب شده بود. در راه برگشت، يک عروسی هم ديديم که به سبک عروسی های روستاهای ما، عروس و داماد سوار اسب بودند ومردم به دنبال آنها با سر وصدا و پايکوبی حرکت می کردند. 

فردای آن روز به طرف آگرا و تاج محل حرکت کرديم.

ادامه دارد23.gif

/ 66 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پری جذامی

وااااااااااای خارج! من عاشق جهانگردی ام:(( منم ميخوام!

tina

سلام عزیزم قشنگ بود مثل همیشه منم اپ هستم بیا پیشم تا سلامی دیگر بدرود

مرد كوچك

سلام.ممنون که به وبلاگم سر زده بوديد.خيلی وبلاگ قشنگی داريد.طوری هم نوشتيد که ادم حس ميکنه داره همه چی رو از نزديک ميبينه.شما از نوادگان ناصر خسرو نيستيد؟

مژده

سلام خوشحال شدم که يه دوست جديد بهم سرزده‌بود. مطالبت برام خيلی جالب بود. حتما برمی‌گردم که سفرنامه تاج‌محل رو بخونم. شاد باشيد.

saba

من به روز هستم به من هم سر بزنيد.

LIDA

سلام سلام؛به به خداييش عجب جايی بوده ؛عکسها که نشون ميده خيلی هنرمندانه ساخته شده بوده ؛ راستی شنيدين تخت جمشيد داره يه بلاهايی سرش مياد ؟؟ اگر اطلاعی دقيق داشتين بی زحمت به من ميگين(البته لطفا). بعدشم من هميشه فکر ميکردم خوندنه سفرنامه خيلی خسته کننده باشه ؛ولی سفر نامه شما خيلی هم ادم رو سر شوق مياره ؛خسته نباشيد هيچ وقت ؛مرسی.

farnaz

سلام.... ببخشيد اگه دير رسيدم.... آخه مسافرت بودم.... اميدوارم ناراحت نشده باشيد....خيلی جالب بود من که لذت بردم...موفق باشی...

علی اکبری

من در گوگل توانستم تاج محل را از بالا ببينم انگار اندازه اش مثل ميدان نقش جهان اصفهان است