سفرنامه هند - ۱ :: گرفتن ويزا و ....

سلام08.gif

هميشه دوست داشتم برم خارج از کشور رو ببينم.ولی خوب شتر سربازی نمی گذاشت. بالاخره شتر را از دم خونه فرستادم رفت و بعد از گرفتن کارت پایان خدمت تونستم پاسپورتم رو بگيرم.اول خيلی خوشحال بودم که پاسپورت دارم (درست مثل گواهينامه رانندگی) ولی همون جور که به خاطر نداشتن پول، ماشين نداشتم و رانندگی نکردم 17.gif، پاسپورت هم داشت همين طور می شد که خوشبختانه خدا خواست و برنامه ام جور شد که يک سفر يک هفته ای برم هند.پائیز سال ۱۹۹۹ بود.خيلی خيلی خوشحال بودم18.gif، ولی اينقدر گرفتن ويزا و بدرفتاری پرسنل سفارت هند با ارباب رجوع و علافی توی تهرون برای گرفتن ویزای هند توی ذوقم زد که داشتم پشيمون می شدم. گرفتن بليت و جورکردن پول بليت و غیرو بماند.دل توی دلم نبود که حالا توی خارج چه اتفاقهائی ممکنه برام پیش بیاد06.gif28.gif.
خوشبختانه برنامه ام طوری شدکه با چند تا از دوستانم که تجربه زیادی توی مسافرت خارج داشتند همسفر شدم و این قوت قلبی برام بود.برنامه سفر این طور بود که تاتهرون با ایران ایر و از مهرآباد با گلف ایر پرواز داشتم.از تهران به فرودگاه بحرین، از آنجا به فرودگاه ابوظبی، و از آنجا به دهلی نو. البته بین پروازها چند ساعت فاصله بود که وقت داشتیم فرودگاه ها را ببینیم.برگشتن هم از دهلی نو به ابوظبی و از آن جا به فرودگاه دوحه قطر و از دوحه به تهران. در دوحه چون فاصله بین پروازها زیادبود توی شهر دوحه ،اتاقی درهتل و ناهار وشام داشتم11.gif.خلاصه هم فال بود و هم تماشا.جالب اینکه قیمت بلیت هم خیلی کمتر از ایران ایر بود.



ادامه دارد23.gif

/ 2 نظر / 16 بازدید
کنجکاو

خوش به حالت!! کاشکی من هم باهات بودم

خاطراتچی

حکایت های این جهانگرد مسافر هم خواندنی است